خرید بک لینک

گاهی وقتا انقدر گذشته
سخت بهمون ميگذره كه حاضريم
برای آروم شدن
دست به هر حماقتی بزنيم
كه فقط ذره ای آروم بشيم
هر از گاهی پيغامی
دلم برات تنگ شده ای
تبادلِ عكسی
رفتم فلان جا يادت افتادمی ...
به هر چيزی چنگ ميزنيم
واسه آروم كردنِ خودمون
دقيقاً مثل آمپولِ دگزا ميمونه
دردت رو كامل خوب نميكنه
كلی عوارض داره
اما آرامشِ موقتش رو با هيچی عوض نميكنی

برچسب: آرامش,موقت, نویسنده: حدیث احمدپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:33

عادی میشه،عادت میکنی،به همه چیز ؛به نبودنا،عوض شدنا،جایِ خالیا،نخندیدنا،نخوابیدنا...ولی مهم اینه چه جور عادت میکنی...عادت میکنی بعد از هزار باری که صداش زدی و بعد یادت افتاده که دیگه نیست تا جوابتو بده...عادت میکنی بعد از دوستت دارمی که گفتی و بغض کردی از اینکه از لباش دوستت دارم در نیومده مثلِ قبل...عادت میکنی به صندلی خالی رو به روت، به شب بخیر نشنیدن، به فاصله بین انگشتات که خالیه...عادت میکن

برچسب: عادت,میکنیم,ولی,قیمتی؟؟, نویسنده: حدیث احمدپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:33

【♥】 【L】【O】【V】【E】 【♥】سلاممن غزل هستمبه وبلاگم خوش اومدیدامیدوارم که از پستام خوشتون بیادهمین..❦❧❦❧❦❧❦❧❦❧❦❧❦❧__000000___00000_00000000?0000000_0000000000000000__00000000000000____00000000000_______00000_________0________*__000000___00000_______*__00000000?0000000______*___0000000000000000______*____00000000000000_______*_____00000000000________*_______00000_________?________0_000000___00000___*00000

برچسب: وسعت,تنهایی, نویسنده: حدیث احمدپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:33

【♥】 【L】【O】【V】【E】 【♥】سلاممن غزل هستمبه وبلاگم خوش اومدیدامیدوارم که از پستام خوشتون بیادهمین..❦❧❦❧❦❧❦❧❦❧❦❧❦❧__000000___00000_00000000?0000000_0000000000000000__00000000000000____00000000000_______00000_________0________*__000000___00000_______*__00000000?0000000______*___0000000000000000______*____00000000000000_______*_____00000000000________*_______00000_________?________0_000000___00000___*00000

برچسب: تولدت,مبارک, نویسنده: حدیث احمدپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:33

چقدر دلم تنگ شده استبرای آن شبهایی که با وجود خستگی ام دلم نمی امد به او شب بخیر بگویم...هی میپرسید خوابت نمی اید؟؟میگفتم نه،نمیدانم چرا با این که خسته ام ولی اصلا خوابم نمی اید...و ده ها بار صورتم را آب میزدم تا بتوانم بیدار بمانم و به او پیام بدهم...و در همین حین بود که ناگهان خوابم میبردصبح از خواب بیدار میشدم و پیامش را میدیدم که تصدقم رفته بود و میگفت الهی فدایت شوم میدانم خسته ای ،میدانم

برچسب: نویسنده: حدیث احمدپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:33

【♥】 【L】【O】【V】【E】 【♥】سلاممن غزل هستمبه وبلاگم خوش اومدیدامیدوارم که از پستام خوشتون بیادهمین..❦❧❦❧❦❧❦❧❦❧❦❧❦❧__000000___00000_00000000?0000000_0000000000000000__00000000000000____00000000000_______00000_________0________*__000000___00000_______*__00000000?0000000______*___0000000000000000______*____00000000000000_______*_____00000000000________*_______00000_________?________0_000000___00000___*00000

برچسب: رفتی, نویسنده: حدیث احمدپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:33

میتوانم برایت ساعت ها بنویسماز دلتنگی هایم...لاعلاج ترین دردم!دلتنگی بود!نفس تنگیهایم میان البوم عکسهایت...اشک های بی اختیار وسط خاطراتمان...انقدر دلتنگت هستم که از دور دیدنت قانعم کند،اما نه انقدر دور،انقدرکه بوی عطرت و گرمای تنت را حس کنم...نمی ایی؟یکنفر از همین فاصله،پشت حجم سرد نبودت،در اوج جوانی دارد جان میدهد!یکنفر که از سهم بودنت،تمام جوانی اش را گرو گذاشته...انقدر نبونت درد دارد که ا

برچسب: دلتنگی,هایم, نویسنده: حدیث احمدپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:33

صفحه بندی